شیرشو دادن هندستون

0cf85e7a93fd3fb37fe76efa22a6b7d8

آدم‌ها درباره‌ی شیر مادر حرف‌های عجیب و غریب و بامزه‌ای می‌زنند. چیزی که در حرف‌هایشان مشترک است، این است که با شیر مادر و سینه‌ی او به مثابه پدیده‌ای فرازمینی برخورد می‌کنند؛ اتفاقی ماورایی.

آدم‌های دور و برم و حتی آدم‌های دور و نزدیک چند دسته‌اند.

الف. آدم‌هایی که می‌گویند اگر از شیرت بد بگویی، شیرت قهر می‌کند و خشک می‌شود. برخورد این آدم‌ها من را یاد رفتار جنوبی‌های ایران با درخت نخل می‌اندازد. در جنوب معتقدند مثلا اگر درخت نخل بار نمی‌دهد، باید کاری کرد که رگ غیرتش بجوشد. بهش بر بخورد و خجالت بکشد و بار بدهد. می‌گویند درخت نخل حالی‌اش می‌شود و دل دارد. این‌جور آدم‌ها می‌گویند هیچ‌وقت نگو وای، من شیر ندارم.

ب. آدم‌هایی که می‌گویند هیچ‌وقت زیادی از شیرت تعریف نکن، چون چشم می‌خورد و خشک می‌شود.

ج. آدم‌هایی که می‌گویند اگر شیرت زیاد است و می‌خواهی پزش را جلوی این و آن بدهی، وقتی می‌گویی شیرم زیاد است، پشت‌بندش بگو «ماشاءلله». این‌جوری شیرت مصون می‌شود.

د. آدم‌هایی که می‌گویند نگو بچه‌ام شیر نمی‌خورد. سینه‌ات می‌شنود و بچه دیگر هیچ‌وقت شیر نمی‌خورد.

ه. آدم‌هایی که می‌گویند جلوی دیگران نگو بچه‌ام خوب شیر می‌خورد، چون سینه‌ات چشم می‌خورد.

و. آدم‌هایی که می‌گویند وقتی داری به بچه‌ات شیر می‌دهی، اصلا و ابدا آب نخور، حتی اگر داری از تشنگی می‌میری. چون شیرت آبکی می‌شود.

ز. آدم‌هایی که می‌گویند وقتی داری به بچه‌ات شیر می‌دهی، تندتند خوردنی و نوشیدنی بخور، چون شیرت خوشمزه می‌شود و بچه کیف می‌کند.

من اما وقتی بچکم را بغل می‌کنم، به تنها چیزی که فکر نمی‌کنم، به حرف‌های آدم‌ها است.

پاسخ دهید