مثل نسیم بهاری

0a5bb85bafff50108864bd4335404c67

چند روز پیش نشستم مفصل فین‌فین کردم. علی گفت: «چرا گریه می‌کنی؟» گفتم: «از کجا بدانم بچه دوستم دارد؟ اصلا دوستم دارد؟» حس می‌کردم بچه به‌سرعت توی بغل علی یا مامانم آرام می‌شود، اما توی بغل من طول می‌کشد تا آرام بگیرد. علی گفت دیوانه نباشم و هیچ‌کس توی دنیا مثل من نمی‌تواند مایه‌ی آرامش بچه باشد.

رویا مسیج زد و پرسید: «خوبی؟» نوشتم: «بچه‌داری از سخت فراتره. همه می‌گن تا چهل روز سخته و بعدش روتین می‌شه. من الان جوری‌ام که وقتی بچه نمی‌گوزه، اشک می‌ریزم که چرا دل‌درد داره و نمی‌گوزه؛ وقتی هم می‌گوزه، اشک می‌ریزم که چرا می‌گوزه و دل‌درد داره. یعنی حالم به گوزی بنده.»

مادری سرشار از احساسات عجیب و غریب و متناقض و مشعشع است.

4دیدگاه

  1. ابوذر میگه: پاسخ دادن

    تبارک الله

  2. نفيسه میگه: پاسخ دادن

    وهي سخت تر ميشه ومن هم چنان اين سوال را مي پرسم يعني من را دوست دارد؟

  3. اين اشك ريختن ها طبيعى است. بعد زايمان به خاطر هورمن ها و افسردگى و … اينجا بهش مى گن baby blue
    بايد خيلى مراقب باشى و على آقا هم مراقب تر باشه. بى خوابى ممكنه تشديدش كنه. آگاهى ازش خودش كمك بزرگيه

  4. مریم میگه: پاسخ دادن

    من هنوز مادر نشدم، اما متن‌های ساده و بی آلایش شما من رو حسابی با خودش همراه کرد. کار بسیار با ارزشی رو شروع کردید. امیدوارم که باانگیزه‌تر از قبل بتونید ادامه‌اش بدید. بسیار عالیه! 🙂

پاسخ دهید