• از حال و روز بچک
  • وقتی چشمات پر خوابه

    a7b615b56c72d212f851658e2b5ebd2e

    همیشه فکر می‌کردم اولین لالایی‌ای که برای بچک می‌خوانم، یک‌چیز عجیب و غریب و خاص است. بارها فکر و خیال کرده بودم که بچه آهنگ مخصوص به خودش را داشته باشد. اما سر بزنگاه، اولین چیزی که به زبانم آمد که برایش بخوانم، آهنگ خودم بود. موقع ترخیص از بیمارستان، تنها توی لابی بیمارستان تهران‌کلینیک […]

  • از حال و روز بچک
  • مثل یونس در شکم ماهی

    c46962b9b2e9f2a203313b1c83ab37db

    مثل خواب و رویا است. بچه‌ی کوچکی که در دلم بود، حالا در بغلم است. بوی بچه می‌دهد. بوی شیر. بوی شیرینی. بوی آدمیزاد. بوی نوزاد. بچه‌ی کوچکم، «مسیحا»، سه هفته زودتر به دنیا آمد. بی‌خبر و بی‌نشان. سه چهار روز آخر حس می‌کردم تکان‌هایش کم شده است. هی می‌رفتیم می‌نشستیم توی مطب دکتر، هی […]