• از حال و روز بچک
  • جهانِ کوچک من از تو زیباست

    mom100

    دیروز پنجم دی‌ماه، بچک برای اولین‌بار انگشت شست پایش را خورد. ماه‌ها بود انتظار این لحظه‌ی باشکوه را می‌کشیدم. توی فیلم‌ها دیده بودم بچه‌های کوچک انگشت شست پایشان را ملچ‌مولوچ می‌خورند. حتی یکی‌دو‌بار خواستم کمکش کنم و وقتی دراز کشیده بود و هی پایش را می‌آورد بالا، انگشت پایش را بردم به‌سمت دهنش. بعد به […]

  • از حال و روز بچک
  • تو بزرگی و در آیینه‌ی کوچک ننمایی*

    miror

    دیروز داشتم بچک را می‌چلاندم و بهش می‌گفتم چرا این روزها کار جدید نمی‌کنی که ذوقش را کنم و بنویسمش؟ همان لحظه گوش خودم را پیچاندم که دیگر حرف مُفت نزنم. یک‌آن تمام این دو هفته مثل فیلم سینمایی از جلوی چشمم گذشت. یادم افتاد به بامزه‌بازی این روزهای بچک. به شیرین‌کاری‌هایش. به ادا و […]

  • از حال و روز بچک
  • جان و تنم ای دوست، فدای تن و جانت*

    apple2

    دو روز است پنج‌ماهگی بچک تمام شده و بچه‌ی کوچک پا گذاشته توی ماه ششم. الان که دارم این‌ها را می‌نویسم، وسط اتاق توی تشک بازی‌اش خوابش برده و پستانکش یک‌وری از دهانش افتاده بیرون. هی خیره‌خیره نگاهش می‌کنم و بندبند جانم می‌خواهد از هم پاره شود از فرط دوست‌داشتنش. من و بچک توی خانه […]