• از حال و روز بچک
  • هنوز در سفرم

    bear6

    یک اتفاق عجیب باعث شد تمام نقشه‌هایمان نقش‌بر‌آب شود. در این دو‌ سه‌ روز به‌قدر کافی مریض و بی‌حال و غمگین و اشکی بودم. چندماه پیش که برنده‌ی جشنواره‌ی کتاب و رسانه شدم، فردای جشنواره بهم زنگ زدند که یکی از جایزه‌هایت جا مانده بود و بیا ازمان بگیر. گفتند بلیط رفت‌و‌برگشت قطار به مشهد […]

  • از حال و روز بچک
  • پستونک چی‌چیل کو؟*

    chichil-6

    ادا و اطوارهای بچک زیاد شده و رسما آدم را می‌گذارد سر کار. با نیم‌وجب قد، چنان منِ یک‌متر و هفتادسانتی را عنترمنتر خودش کرده که خدا می‌داند. امروز عصر، نشانده بودمش روی مبل. کنار دستم نشسته بود و پستانک را تندتند می‌جوید. من و علی داشتیم هم‌زمان روی لپ‌تاپ‌هایمان روی فایل‌های کتاب‌ها کار می‌کردیم. […]

  • از حال و روز بچک
  • ایتالیا ایتالیا

    boy4

    بالاخره مهمان‌های ایتالیایی‌مان آمدند و چند روزی پیش‌مان ماندند و این چند روز رفته‌اند ایرانگردی. از چندماه پیش که مشخص شد برای عروسی سمانه و والتر، سه‌نفر از خانواده‌ی والتر به تهران می‌آیند، کله‌قندها توی دلم ردیف شدند. خوشحال بودم،‌ اما ته دلم کمی نگرانی داشتم که نکند همه‌چیز طبق برنامه پیش نرود و خدا […]