• از حال و روز بچک
  • سلام خرمگس

    moon3

    همین حالا، عرق‌ریزان و نفس‌زنان از اتاق آمدم بیرون. شب‌ها با بچک کُشتی می‌گیرم. نفسم را بند می‌آورد تا بخوابد. عین بچگی‌های خودم، و حتی همین حالای خودم، کلاغ‌بازی درمی‌آورَد. خوابش می‌آید، اما عین کلاغ این‌ور و آن‌ور را می‌پاید و مقاومت الکی می‌کند و نمی‌خوابد. در این ماه‌های اخیر، هر راهی که به فکرم […]